عبد الجليل قزوينى رازى
99
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و آفتابپرست و ستارهپرست و مجوسى و آتشپرست و مجبّر و گبر و جهود و ترسا و از همهء اعداى خدا و انبيا و اوليا ملحدان بدتر و شقىترند و ملعونتر ؛ و ازينجاست كه شاعر تازيان مىگويد شعر : الباطنيّة شرّ الخلق كلّهم * شرور باطنهم ترميك بالشّرر دين الاباحة و التّعطيل دينهم * و الجحد بالرّسل و التّكذيب بالزّبر هم المجوس بنو « 1 » ديصان فانتسبوا * مكرا و زورا الى الأشراف من مضر « 2 » و كتابهايى كه شيعهء اصوليّهء اماميّه كردهاند در نقض قاعدهء ملاحده لعائن - اللّه عليهم از مختصر و مطوّل آن را نهايتى نيست و در همهء طوايف اسلام ملحدان را دشمنتر شيعهء اصوليّهاند . اما جواب اين كلمات كه « خلفاى ملاحده در مصر خمر فروختن و زنا و لواطه و غير آن از منهيّات شرعى « 3 » به ظاهر « 4 » كردند » آرى كردند لعنت بر ملحدان باد و اقوالشان امّا مىبايست كه اين معنى « 5 » در بغداد ظاهر نبودى و قيراطخانه « 6 » كه در و همهء منهيّات رود در جهر « 7 » ، و خمر « 8 » نفروختندى ، و رضا ندادندى ، و اجرت نستدندى ؛ تا بر ملاحده اين طعن شايستى زدن ، پس خواجه مجبّر را از دو وجه بر ملاحده اين طعن نيست : يكى براى حرمت بخلفا « 9 » . و ديگر براى اقرار به قضا و قدر و رضاى خداى ؛ پس طعنه بر ملاحده شيعه را رسد كه خداى را عادل و منزّه گويند ، و انبيا و خلفا را معصوم . امّا آنچه القاب مدّعيان و مبطلان « 10 » مصر ياد كرده كه « بر خود نهادهاند
--> ( 1 ) - ع ث ب م : « بنى » ح د : « هم المجوسىّ من ديصان » ( 2 ) - در بعضى كتب اين اشعار را ديدهام ليكن اكنون در نظر ندارم كه كجا ديدهام و قائل آنها را هم نميدانم . ( 3 ) - ح د : « شرع » . ( 4 ) - ث ب : « تظاهر » ح د : « ظاهر » . ( 5 ) - ح د : « كه اين معانى » ب م اصلا ندارند . ( 6 ) - ح د : « قراطخانه » ( بدون ياء بعد از قاف ) و براى تحقيق در معنى آن رجوع شود بتعليقهء 46 . ( 7 ) - ع ( شبيه به ) « حرم » و « جهر » نيز ميتوان خواند ليكن در نسخهء م صريحا كما في المتن . ( 8 ) - د : « و در جهر خمر » . ( 9 ) - ث ب م ح د : « براى حرمت خلفا » . ( 10 ) - ح د : « و متغلبان » .